محمد طاهای عزیزممحمد طاهای عزیزم، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه سن داره
زندگی شیرین مازندگی شیرین ما، تا این لحظه: 19 سال و 2 ماه و 29 روز سن داره

محمدطاهای ناز نازی

روزهای گرم مردادی همراه پسرم ...

سلام فرشته زندگی من دومین ماه تابستون هم تموم شد ، تابستون امسال هوا تو شهر ما خیلی گرم بود ولی خدارو شکر دیروز جمعه بارون اومد و یکم هوارو خنکتر کرد و برای یه روز این کولر بیچاره از دست ما یه نفسی کشید خوب بریم سراغ احوالات ما تو این روزها : 11 مرداد برای من و بابا امیر یه روز خوب و بیاد ماندنی بود ، آره عزیزدلم هشتمین سالگرد ازدواج من و بابا بود ولی متاسفانه به خاطر مشغله های کاری بابا امیر نشد اون روز بیرون بریم و ما هم خونه مامانی بودیم و بابا اومد اونجا و همگی بهمون تبریک گفتن . کنار من تمام تو ... چقدر شبیه دنیامه امیر جان بابت بودنت از خدا سپاسگزارم ادامه مطلبو با هم ببینیم ... و ا...
31 مرداد 1394

نیمی از مرداد گذشت (قرار وبلاگیمون)...

سلام پسر قشنگم ، خوبی مامان جون ؟ انشالله  هر جا که هستی خوش و سلامت باشی الهی مامان قربونت بره که داری روز به روز بزرگتر و آقاتر میشی و دل مامانم هر ساعت و هر دقیقه و هر ثانیه برات غش میره . از خدای بزرگ ممنونم که این سعادت رو قسمتم کرد تا بتونم لحظه لحظه بزرگ شدن و قد کشیدن و آقا شدنت رو بچشم ببینم و هر روز هم مسرور از روز قبل باشم که خدا چه نعمت بزرگی رو بهم عطا کرده خدایا شکــــــــــــــــــــــــــــــــــرت روزهای گرم تابستونی یکی یکی پشت سر هم از راه میرسن و ما هم از شدت گرمای زیاد سعی میکنیم روزهای تعطیل رو به جاهای خوش آب و هوا و خنک پناه ببریم  و هم شما بچه ها رو یکم از محیط کوچیک خونه های اپارتمانی دور کنی...
14 مرداد 1394
1