روزهای گرم مردادی همراه پسرم ...
سلام فرشته زندگی من دومین ماه تابستون هم تموم شد ، تابستون امسال هوا تو شهر ما خیلی گرم بود ولی خدارو شکر دیروز جمعه بارون اومد و یکم هوارو خنکتر کرد و برای یه روز این کولر بیچاره از دست ما یه نفسی کشید خوب بریم سراغ احوالات ما تو این روزها : 11 مرداد برای من و بابا امیر یه روز خوب و بیاد ماندنی بود ، آره عزیزدلم هشتمین سالگرد ازدواج من و بابا بود ولی متاسفانه به خاطر مشغله های کاری بابا امیر نشد اون روز بیرون بریم و ما هم خونه مامانی بودیم و بابا اومد اونجا و همگی بهمون تبریک گفتن . کنار من تمام تو ... چقدر شبیه دنیامه امیر جان بابت بودنت از خدا سپاسگزارم ادامه مطلبو با هم ببینیم ... و ا...
نویسنده :
مامان مرجان
12:03





